هوش هیجانی و هوش شناختی

هوش هیجانی و هوش شناختی هنگام ارزیابی افراد و ایجاد انگیزه در تیم های کاری، نباید نادیده گرفته شوند. تشخیص تمایز میان این دو و نقشی که در محیطهای کاری و سبک زندگی افراد دارند، کمک بزرگی در مدیریت افراد و تیم ها، تصمیم گیری، شبکه های ارتباطی و پیشبرد اهداف دارد.

هوش هیجانی و هوش شناختی
آموزشی , تحصیلی ,

هوش هیجانی و هوش شناختی هنگام ارزیابی افراد و ایجاد انگیزه در تیم های کاری، نباید نادیده گرفته شوند. تشخیص تمایز میان این دو و نقشی که در محیطهای کاری و سبک زندگی افراد دارند، کمک بزرگی در مدیریت افراد و تیم ها، تصمیم گیری، شبکه های ارتباطی و پیشبرد اهداف دارد.

هوش هیجانی و هوش شناختی

هوش هیجانی و هوش شناختی چگونه تعریف می شوند؟

هوش هیجانی یا احساسی (emotional quotient) به معنای این است که فرد بتواند میان احساسات و منطق خود تعادل برقرار کند. در واقع مهارتی انعطاف پذیر و قابل یادگیری است و می تواند نهایت فرد را به موفقیت برساند.

هوش هیجانی به توانایی شناخت و متعادل کردن احساسات و هیجان ها و بکارگیری درست و دقیق آن ها در زندگی و کار است. هیجان ها همان احساسات شامل مثل خشم، غم، ترس، خوشحالی، پشیمانی، دوست داشتن، نفرت، شرم، عشق و … هستند. هیجانات از تفاوتهای عمده هوش هیجانی و هوش شناختی هستند.

میزان هوش هیجانی در افراد مختلف در هنگام تولد متفاوت است. برخی افراد از آن بهره بیشتری دارند و این در حالی است که بعضی دیگر از آن برخوردار نیستند؛ نکته اینجاست که هوش هیجانی مهارتی است، اکتسابی که در طول زندگی و از طریق آموزش در فرد ایجاد می شود و به مرور می توان آن را تقویت کرد و توسعه داد. در ادامه به تفاوتهای هوش هیجانی و هوش شناختی پرداخته خواهد شد.

هوش شناختی یا همان ضریب هوشی (intelligence quotient معیار سنجش توانایی استدلال فرد است. بطور خلاصه، هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری؛ یعنی فرد تا چه اندازه می تواند از دامنه اطلاعات و منطق خود برای پاسخگویی به سوالات و یا پیش بینی مسائل استفاده کند.

آزمون های سنجش هوش هیجانی و هوش شناختی ، به اندازه گیری حافظه کوتاه مدت و بلند مدت، میزان مهارت افراد در حل محاسبات و معماها، به خاطر آوردن اطلاعات و سرعت یادآوری آنها می پردازند. هوش شناختی استعدادی خدادادی و ذاتی است و سطح آن از زمان تولد ثابت است. در واقع با فراگیری اطلاعات بیشتر، افراد باهوش تر نمی شوند. البته در اثر یک حادثه یا تصادف مانند آسیب مغزی ممکن است، تغییر کند.

هوش هیجانی و هوش شناختی

هوش هیجانی و هوش شناختی چگونه از یکدیگر متمایز می شوند؟

در تمایز هوش هیجانی و هوش شناختی از یکدیگر باید اشاره کرد که ضریب هوشی معمولا به توانایی فکری اشاره دارد. برخی از متداول ترین عناصر ضریب هوشی شامل توانایی در موارد زیر است:

  • استفاده از منطق برای حل مشکلات
  • برنامه ریزی و تبیین استراتژی
  • درک چارچوب ها و ایده های انتزاعی
  • توانایی یادگیری و سازگاری با تغییرات
  • توانایی درک مسائل و استفاده از زبان در بیان محتواهای ذهنی

با درک این موارد می توان به تمایز میان هوش هیجانی و هوش شناختی راحتتر پی برد. ضریب احساسی (هوش هیجانی) به توانایی درک و شناسایی احساسات خود و دیگران گفته می شود. همچنین به نحوه استفاده از هیجانات و احساسات در هدایت و کنترل رفتار اشاره دارد. به طور کلی، با برخورداری از هوش هیجانی بالا، موارد زیر برای شما آسان تر خواهد بود:

  • شناسایی  و درک احساسات خود و دیگران
  • همدردی و همدلی با دیگران
  • سازگار کردن احساسات و رفتار خود در شرایط مختلف
  • کنترل انگیزه های خود
  • حل مسائل و درگیری هایی که با دیگران پیش می آید
  • برقراری ارتباط موثر
  • کنترل استرس

هوش هیجانی و هوش شناختی

کدامیک مهمتر است: هوش هیجانی یا هوش شناختی؟

بسیاری براین باورند که هوش هیجانی و هوش شناختی به یک اندازه عملکرد فرد را در زندگی و در محیط کاری مشخص می کنند؛ با این حال شواهدی مبنی بر اهمیت بیشتر هوش شناختی وجود دارد. افراد در انجام کارها و مسئولیت ها از هوش هیجانی و هوش شناختی به یک اندازه استفاده نمی کنند؛ حدود 10 تا 20 درصد هوش شناختی و بیشتر از 75 درصد هوش هیجانی.

در بسیاری از شرکت‌ ها، از متقاضیان استخدام آزمون هوش شناختی گرفته می شود و همچنین کارکنان موظف به شرکت در دوره های هوش شناختی هستند. هوش هیجانی توانایی مدیریت احساسات و هیجانات است؛ زیرا احساسات در رفتارها بروز داده می شوند و منشا رفتارها نیز ارتباطاتی است که با دیگران داریم. بنابراین هیجانات بر روابط اثرگذار است؛ چه مثبت و چه منفی.

در تمایز هوش هیجانی و هوش شناختی باید اشاره داشت که هوش شناختی مهارت محاسباتی و بکارگیری اطلاعات ذهنی است و به تنهایی فرد را به موفقیت نمی رساند. آنچه مهم تر است هوش هیجانی است که تعیین کننده روابط اجتماعی فرد است. البته مطالعات جدید بر بکارگیری هر دو هوش هیجانی و هوش شناختی توافق نظر دارند. با این حال با توجه به اینکه هوش هیجانی مبحث جدیدتری است، موضوعاتی را در مورد آن مطرح می کنیم:

آیا هوش هیجانی بر مهارت های دیگر افراد تاثیر می گذارد؟

خود آگاهی. افراد باید از احساسات و هیجانات خود آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند آن ها را مدیریت، کنترل و پایش کنند. این امر خود در بالا رفتن اعتماد بنفس کمک می کند.

خویشتن داری. افراد باید توانایی کنترل احساسات خود را داشته باشند؛ در غیر اینصورت مدام در حال جنگ خواهند بود. همچنین برعهده گرفتن مسئولیت کارهای خود، انعطاف پذیری در برابر تغییرات و برخورد با ایده ها و نظرات دیگران به فرد کمک می کند تا احساساتش را مدیریت نماید.

انگیزش. فرد با داشتن هوش هیجانی بالاتر، انگیزه‌ های نیرومندتری خواهد داشت و با قدرت و روحیه بیشتری به سمت هدف تلاش می کند. البته بهره مندی از هوش هیجانی و هوش شناختی در برانگیختن انگیزه ها موثر است.

همدلی. افراد برخوردار از هوش هیجانی زیاد، راحتتر با دیگران همدلی و احساسات آن ها را درک می کنند و از تاثیر رفتار خود بر دیگران آگاهند. این افراد شونده های خوبی هستند و توصیه های خوبی به دیگران ارائه می دهند.  این مورد را باید از مهمترین تفاوتهای هوش هیجانی و هوش شناختی دانست.

مهارت های اجتماعی. این دسته مهارتها در موفقیت افراد بسیار اثرگذارند؛ زیرا کمک می کنند ارتباطات موثرتری با دیگران داشته باشیم.

هوش هیجانی و هوش شناختی

چرا توجه به هوش هیجانی در محیط کار مهم است؟

محیطهای کاری نیازمند افرادی هستند که از ترکیبی از هوش هیجانی و هوش شناختی بهره مند باشند. با اینحال در ارتباطات سازمانی هوش هیجان نقش موثرتری ایفا می کند. کسانی که از بهره هوش هیجانی بالایی برخوردارند، در محیطهای کاری موفق ترند، کارایی و اثربخشی بیشتری دارند، می توانند نقش رهبری کاریزما را برعهده بگیرند و در روابط با دیگران صادقند و بازده بالاتری در مقایسه با دیگران دارند. احساسات و هیجانات در دو دسته مثبت و منفی هستند؛ با پرورش احساست مثبت تبدیل به افرادی برجسته و موفق و با توسعه احساسات منفی از موفقیت دور خواهیم شد.

بنابراین نقش هوش هیجانی در محیط کار امری حیاتی است، اما در دو مورد نقش برجسته تری دارد:

  • هوش هیجانی و رضایت شغلی ارتباطی قوی دارند، افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند و یا همکاران، مدیران و زیردستانی دارند که از هوش هیجانی برخوردارند، رضایت شغلی بالایی نیز دارند.
  • هوش هیجانی به شدت با عملکرد شغلی ارتباط دارد؛ هوش هیجانی بالا، رضایت شغلی بالا نیز به همراه دارد.

هوش هیجانی و هوش شناختی

 

چطور متوجه شویم در یک محیط کاری، با عدم هوش هیجانی مواجهیم؟

هرچند وجود هردوی هوش هیجانی و هوش شناختی امری حیاتی است و نبود هر یک از آنها منجر به بروز اختلالی خواهد شد، اما نبود هوش هیجانی سیستمهای ارتباطات و تصمیم گیری هدف قرار می دهد و عملکرد آن را بسیار ضعیف می کند.

ارتباطات. نبود هوش هیجانی می تواند از طریق چندین مکانیسم بر ارتباطات در محل کار تأثیر منفی بگذارد:

  • عدم درک احساسات خود
  • عدم درک احساسات دیگران
  • ارتباط موثرتر ایده ها و عواطف با دیگران

این مکانیزم ها از طریق ارتباطات کم اثر تر، بهره وری و کارایی پایین تر در محل کار بروز داده می شوند. البته در صورت بروز مشکل باید هر دو معیار هوش هیجانی و هوش شناختی بررسی شوند و نمی توان تنها براساس یکی از آنها قضاوت کرد.

تصمیم گیری. طرقی که هوش هیجانی بر تصمیم گیری های محیط کار تأثیر می گذارد، شامل موارد زیر است:

  • هوش هیجانی بالا کمک می کند تا افراد رابطه بین احساسات و وقایع را درک کرده و به طور موثرتری برنامه ریزی کنند.
  • وقتی هوش هیجانی پایین باشد، ملاک تصمیم گیری هیجانات لحظه ای است. مثلا، اضطراب می تواند به عنوان احساسی مشترک در تصمیم گیری عمل کند، به ویژه برای تصمیماتی که تأثیر قابل توجهی دارند.
  • افراد با هوش هیجانی پایین قادر به کنترل منبع اضطراب خود نیستند و این خود منجر به ریسک پذیری بیش از حد یا قضاوت متعصبانه می شود.

هوش هیجانی و هوش شناختی

هوش هیجانی و هوش شناختی چه ارتباطی دارند؟

ساختن یک رهبر موثر. یک رهبر موفق باید بتواند براحتی از تصمیمات احساسی به تصمیمات کاملاً منطقی گذر کند. همچنین باید فعالیت های تحلیلی، مانند ایجاد مدل سود و زیان را بدون هیچگونه تعصب یا ترجیح شخصی انجام دهد. از طرف دیگر، در مواجه با مشتری های جدید باید توانایی درک وضعیت عاطفی آنها و آنچه برایشان مهمتر است را داشته و به نفع آن ها تا حدی عقب نشینی کند. موفقیت در نقش رهبری تنها با داشتن هوش شناختی حاصل نمی شود، بلکه ترکیبی از هوش هیجانی و هوش شناختی در تصمیم گیری در موقعیت های مختلف اثرگذار است.

افراد با ضریب هوشی بالا، خلاق هم هستند و می توانند سریع فکر کنند و بهترین اقدام را داشته باشند. همچنین مزایا و معایب موقعیتهای پیچیده را می سنجند و با توانایی شان در برقراری ارتباط می توانند تیم ها را فراتر از اهداف قرار دهند و به افزایش بهره وری کمک کنند. بنابراین رهبری موثر در گروی هر دو هوش هیجانی و هوش شناختی است.

ساختن تیم هایی از مغز و قلب. کارکنان با هوش هیجانی بالا توانایی زیادی در درگیر کردن افراد و ایجاد انگیزه در آن ها دارند، علاوه بر این نیاز است تا خلاق و نوآور هم باشند؛ بتوانند راه حلهای خوبی ارائه دهند و همچنین برای همکاری با دیگر اعضای تیم تلاش کنند. در واقع برخورداری از هر دو هوش هیجانی و هوش شناختی در محیطهای کاری امروزی امری اجتناب ناپذیر است.

افرادی که ضریب هوشی بالایی دارند، در جذب اطلاعات جدید و تفکر برروی آنها مهارت ویژه ای دارند؛ اما این بدان معنی نیست که همیشه نابغه اند. حتی افرادی با ضریب هوشی فوق العاده بالا، ممکن است برای حل مشکلات حاشیه ای فکر کنند، در حالی که افراد با ضریب هوشی پایین ممکن است بتوانند با استفاده از تجارب زندگی یا مجموعه مهارتهای ارتباطی خود، کمکهای غیر منتظره ای کنند.

 به منظور ایجاد تیمی کارآمد، برقراری تعادل سازنده بین هوش هیجانی و هوش شناختی مهم است. با ادغام سوالات مبتنی بر مدیریت روابط و همچنین مهارت ‌های محاسباتی و خلاقیت آنهایی را جذب کنید که در هر دو معیار نمرات قابل قبولی کسب کرده اند.

درک تیم با کمک هوش هیجانی و هوش شناختی. وقتی از سطح ضریب هوشی و ضریب احساسی اعضای تیم آگاه باشید، می توانید از افراد تیم بهترین بهره را ببرید. با شناسایی نقاط قوت و ضعف کارکنان خود، می توانید نقایص آنها را کاهش داده و از نقاط قوت آنها به طور موثرتری استفاده کنید. به عنوان مثال، ممکن است فردی با ضریب هوشی بالا، در بیان ایده خود به دیگران ضعف داشته باشد. درحالی که عضوی دیگر توانایی زیادی در بیرون کشیدن هم تیمی های خجالتی خود عالی است. داشتن دیدگاه ترکیبی از هوش هیجانی و هوش شناختی به شما این امکان را می دهد که به طور موثرتری رهبری کنید و به نتایج مورد نظر خود برسید.

 هوش هیجانی و هوش شناختی

تیم مهرگان ورک آماده پاسخگویی به سوالات شما عزیزان درخصوص هوش هیجانی و هوش شناختی است. مطالب ارائه شده در نهایت دقیق و صحت جمع آوری شده اند تا با صرف مدت زمان کمی اطلاعات لازم را بدست آورید. درصورت داشتن سوال یا ابهام با کارشناسان سایت تماس بگیرید.

 

 

نظرات :
نظر خود را بیان کنید :
مطالب مرتبط :
da3a2352-1d01-463b-995f-59bf8493cb5b.jpg
انتخاب رشته دبیرستان

انتخاب رشته دبیرستان برای دانش آموزان پایه نهم اهمیت زیادی دارد، زیرا بر آینده شغلی آنها اثرگذار است. این دانش آموزان باید یکی از رشته های نظری شامل علوم تجربی، ریاضی فیزیک و علوم انسانی، فنی و حرفه ای، کارودانش و علوم و معارف اسلامی را انتخاب کنند. برای خیلی از دانش آموزان این امر با نگرانی و ابهاماتی همراه است و براحتی نمی توانند تصمیم بگیرند.

امین فرهادی 29 خرداد 1400
9b8c73e8-4db9-4f17-b158-330d16135c9c.jpg
مهاجرت تحصیلی به کانادا

کانادا یک قطب اصلی برای مهاجرت تحصیلی است. شرایط زندگی عالی و راحت در این کشور برای تمامی فرهنگ ها سبب شده است تا مهاجرت تحصیلی به کانادا بسیار محبوب و پرطرفدار باشد.

امین فرهادی 28 مهر 1400